مقاله ها

تاریخ ضرب سکه ها

یکی از مهمترین نکات مورد توجه در سکه ها، تاریخ ضرب آنهاست که مطالعه در آن زمینه با مشکلات بسیاری همراه است، زیرا گاهشناسی که مبنای شناسایی رویدادهای تاریخی است، خود موضوع پیچیده ای است که اختصارا به بعضی از جوانب آن که مربوط به بحث ماست، اشاره می کنیم.

مبدا تاریخ:

هر قوم و ملتی واقعه مهمی را مبدا تاریخ خود قرار می داده اند که مختص خود آنها بوده است و این وقایع معمولا از سه گروه خارج نیستند:

۱-      وقایع دینی و مذهبی، مانند تولد، معثت، هجرت، وفات یا شهادت پیامبران و دیگر پیشوایان دینی و مذهبی.

۲-      حوادث طبیعی از قبیل زلزله ها، توفانها، سیلها، قحطیها و امراض واگیردار مانند وبا، آبله، طاعون و غیره.

۳-      چیش آمدهای سیاسی و ملی و قومی چون تاجگذاری یا مرگ پادشاهان، آغاز یا انقراض یک سلسله فرمانروا و انتقال قدرت از گروهی به گروه دیگر، فتوحات و شکست ها و اعیاد همگانی مانند المپیا.

واحدهای سنجش تاریخ:

درهمه مواردی که ذکر شد، سال واحد سنجش زمان گرفته شده، که به طور طبیعی عبارت است از مدت زمانی که حرکت زمین را از یک نقطه فرضی در مدار گردش آن به گرد خورشید، تا بازگشتش به همان نقطه اولیه در بر می گیرد.

پیشینیان که زمین را مرکز عالم می پنداشتند و گمان می کردند که خورشید به دور زمین می گردد، عقیده داشتند که سال عبارت است از لجظه ای که خورشید از یک نقطه از فلک البروج حرکت می کند و تا بازگشتش به همان نقطه.

بر مبنی دقیق ترین محاسبات، مدت گردش زمین به دور خورشید ۳۶۵ روز و ۵ ساعت و ۴۸ دقیقه و ۴ ثانیه است که تقریبا معادل ۳۶۵ و یک چهارم شبانه روز است و این واحد سنجش زمان که به سال شمسی یا خورشیدی معروف است، نزد بسیاری از اقوام باستانی مانند کلدانیان، آشوریان، مصریان، ایرانیان، یونانیان و رومیان متداول بود، اما بعضی از اقوام دیگر از قبیل اعراب و یهودیان سال قمری را واحد سنجش قرار می دادند. ظاهرا این به سبب مناسبت سکونت در صحراها و چشم انداز بیشتر شبانه به اسمانی با گردش ماه ستارگان آموخته تر بودند و هلال ماه در یک دوره طبیعی سال فقط ۱۲ بار در آسمان رویت می شود در حالی که یک سال شمسی ۱۲ گردش ماه به گرد زمین به اضافه ۱۰ شبانه روز و ۱۵ ساعت و ۱۲ دقیقه است و بدین ترتیب هر سال خورشیدی شامل دو مبدا سال قمری است و این اختلاف هر ۳۳ سال و کسری، یک سال بر اختلاف سال شمسی و قمری می افزاید.

کبیسه:

گفته شد که مدت گردش زمین به دور خورشید ۳۶۵ و یک چهارم شبانه روز است، ولی چون به طور معمول سال شمسی را ۳۶۵ شبانه روز محاسبه می کنند، در مدتی طولانی اختلاف زمان زیادی را در برمی گیرد که هر ۴ سال تقریبا برابر یک روز و در هر ۱۲۰ سال شامل یک سال می شود.

برای رفع این اختلاف، که اعیاد مذهبی را از فصل مناسب تغییر می داد و از آن مهمتر مالیاتهای مزارعی که قاعدتا پس از برداشت محصول باید صورت می گرفت را دچار اختلال می کرد، تدبیری اندیشیده شد که آن را کبیسه می نامند. کبیسه را اقوام مختلف به طرق گوناگون می گرفتند: بعضی ها هر ۳ سال شمسی، یک روز به سال چهارم افزوده و آن را ۳۶۶ روز محاسبه می کردند و این همان روشی است که در ایران معمول است، ولی ایرانیان قدیم، پس از هر ۱۲۰ سال یک ماه به سال اضافه می کردند و آن ماه را ۱۳ ماه محاسبه می کردند.

اختلاف در مبادی تاریخی سالهای شمسی و قمری و محاسبه کبیسه به روش های گوناگون، ابهاماتی را در تاریخ نوشته شده بر سکه ها بوجود می آورند که یکی از مشکلات سکه شناسان است. تا آنجا که مربوط به تاریخ سکه هاست، چند مبدا تاریخی قابل ذکر است که به آنها اشاره می کنیم:

۱-      تاریخ سلوکی:

مبدا این تاریخ سال ۳۱۲ پ.م. است که سولوکوس نیکاتور بابل را گشود و سکه هایی مثل اسکندر را ضرب کرد. اما این مبدا، سلوکیان برای نخستین بار سال ۲۰۱ و اشکانیان سال ۱۸۵ پ.م. در نگارش تاریخ ضرب بر سکه ها استفاده کرده اند. سال سلوکی به تقلید از بابلیان هم قمری بود و هم شمسی؛ بدین معنی که سال آنها ابتدا مانند اقوام دیگر ساکن بین النهرین و جزیرةالعرب مبنای قمری داشت، ولی با پیشرفت تمدن در بابل و توجه به مشکلاتی که در اختلافات فصول با ماههای قمری پیش می آورد، بابلیان ترتیبی ابداع کردند که در محاسبات آنها ملاحضات شمسی و قمری هردو رعایت می شد. بدین ترتیب که در یک دوره منظم ۱۹ ساله، ۱۲ سال را ۱۲ ماه و ۷ سال را ۱۳ ماه قمری می گرفتند و درنتیجه پس از هر دوره ۱۹ ساله اختلافات حاصله از محاسبات شمسی و قمری می گرفتند و در نتیجه پس از هر دوره ۱۹ ساله اختلافات حاصله از محاسبات شمسی و قمری رفع می شد. سلوکی ها همین روش را درپیش گرفتند و اشکانیان نیز از آنها تقلید کردند. این روش بعدها نزد یهودیان متداول شد و از آنجا به دنیای مسیحیت راه یافت، بطوری که هم اکنون عید پاک یا فصح را به همین ترتیب محاسبه می کنند.

۲-      تاریخ میلادی:

مبدا این تاریخ، ولادت حضرت مسیح (ع) است که نخست راهبی به نام دِنیسیوس اِگزیگییوس آن را به سال ۵۲۵ مک وضع کرد و سپس در سال ۱۵۲۸م پاپ گریگوریوس سیزدهم اصلاحاتی در آن به عمل آورد و این همان است که به عنوان تقویم گریگوری در بیشتر کشورهای جهان اعم از مسیحی و غیره متداول است و تقریبا جنبه بین المللی دارد.

۳-      تاریخ یزدگردی:

در عصر ساسانیان، جلوس هر پادشاه را مبدا تاریخ قرار می دادند و پس از مرگ یا برکناری او، جلوس بعدی مبدا تاریه نوین می شد، اما پس از کشته شدن یزدگرد به سال ۳۰ تا ۳۱ قمری دیگر پادشاهی به سلطنت نرسید، ایرانیان زردشتی در گاهشماری های خود، همچنان تقویم یزدگردی را حفظ کردند و ادامه دادند.

تاریخ بزدگردی به دو گونه است:

۱-      تاریخ یزدگردی قدیم: که از جلوس یزدگرد سوم به سال ۱۱ قمری مطابق ۶۳۲ م. محاسبه می شود. این گاهشماری که به اختصار آن را یزدگردی می نامند، ابتدا در میان گروهی از زردشتیان ایران و پارسایان هند رواج داشت، اما رفته رفته قلمرو آن وسیعتر شد و تقریبا از قرن شانزدهم یا هفدهم میلادی، مبدا منحصر گاهشماری همه زردشتیان گردید.

۲-      تاریخ یزدگردی جدید: که در متون اسلامی تاریخ مغان و تاریخ مجوس و تاریخ فارسی نیز ذکر شده است، مبدا آن، سال کشته شدن یزدگرد سوم، یعنی ۱۱ ژوئن ۶۵۲ م. برابر با اواخر شوال یا اوائل ذی قعده سال ۳۱ ق و ۲۰ یزدگردی قدیم است.

این گاهشماری در قرون اولیه اسلامی، در نواحی مرکزی و شمالی ایران رواج داشت، چنانچه سکه های اسپهبدی طبرستان و چند تن از والیان عرب که پس از آنها درشمال ایران حکومت کرده اند، بر مبنای یزدگردی جدید ضرب شده اند، به همین سبب این نوع گاهشماری را اسپهبدی و طبری هم نامیده اند، اما به طوری که گفته شد، اکنون این گاهشماری منسوخ گردیده است.

سالهای تاریخ بزدگردی، اعم از قدیم یا جدید، شمسی بود، مرکب از ۱۲ ماه ۳۰ روزه به روال های عهد ساسانی ۵ روز به آخر سال می افزودند.

منبع: پول و سکه، نویسنده: عبداله عقیلی، بازنویسی وتنظیم: علی بهرامیان

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *